close
تبلیغات در اینترنت
احادیث امام باقر (ع)

وبسایت کلبه سبز

احادیث امام باقر (ع)
تبليغات تبليغات

احادیث امام باقر (ع)




امام باقر (ع) : هیچ فضیلتی به قدر جهاد ارزش معنوی ندارد و هیچ جهادی مانند مجاهده در راه غلبه بر هوای نفس نیست .الحدیث جلد ۳ ص ۳۰۷

 ابراهیم همدانی می‌گوید درباره ازدواج نامه‌ای به امام باقر (ع) نوشتم. حضرت به خط خود جواب داد که رسول اکرم (ص) فرموده است: با کسی که از اخلاق و دینش رضایت دارید ازدواج کنید و خودداری شما از وصلت با او باعث فساد و فتنه بزرگ در جامعه خواهد شد. الحدیث جلد ۳  صفحه ۳۹۲
امام باقر (ع) فرموده است : از رسول اکرم (ص) سوال شد ؟ چه کسی بزرگترین حق را به آدم دارد ؟ فرمود : پدر و مادر . الحدیث جلد ۳ صفحه ۳۳۹

امام باقر (ع) : در تفسیر آیه «و قولوا للناس حسنا» فرموده است: درباره مردم آنرا بگویید که دوست دارید مردم در حق شما بگویند.  الحدیث جلد ۳ صفحه ۲۹۸

امام باقر (ع ) : از اندرزهای لقمان حکیم به فرزندش این بود که فرزند عزیز ، کسی که با گناهکار شریک شود راه ناپاکی را از وی یاد می گیرد ، کسی که مجادله را دوست داشته باشد مورد فحش و دشنام واقع می شود، کسی که در جایگاه های و مکانهای بدنام قدم بگذارد متهم خواهد شد ، کسی که با رفیق بد همگام گردد از فساد اخلاق سالم نمی ماند ، کسی که مالک زبان خود نباشد سرانجام پشیمان خواهد گشت. الحدیث جلد ۳ صفحه ۹۸

امام باقر (ع) فرمودند : اولین کسانی که به بهشت وارد میشوند اهل معروفند ، و اولین کسانی که به دوزخ میروند اهل منکرند.  وسائل الشیعه جلد ۱۱ صفحه ۵۲۳ حدیث ۱۰

امام باقر (ع) فرمودند : نخستین کسی که دروغگو را تکذیب کند ، خداوند بزرگ است ، سپس دو فرشته که همراه اویند ، سپس خود او هم میداند که دروغگوست.  اصول کافی جلد ۴ صفحه ۳۶

امام باقر (ع) فرمود : هنگامیکه نوح نزد پروردگار خود دست به دعا برداشته و بر قوم خود نفرین کرد شیطان ( خدای لعنتش کند ) به نزد نوح آمد و گفت : ای نوح تو را بر من حقی است که میخواهم تلافی اش کنم ، نوح گفت : به خدا قسم بر من بسی ناگوارست که مرا بر تو حق نعمتی باشد چه حقی به تو دارم ؟ گفت : آری به قوم خود نفرین کردی و همه را غرق نمودی و دیگر کسی که من گمراهش کنم باقی نماند و هم اکنون دوران استراحت من است تا نسل دیگری به وجود آید و من گمراهشان نمایم ، نوح به شیطان گفت : آنچه میخواهی که به پاداش این خدمت !!! بدهی چیست ؟ گفت : در سه جا به یاد من باش که نزدیک ترین حالات من به بنده خدا در یکی از این سه مورد است : ۱- به هنگام خشم به یاد من باش ( که هنگامی که خشمگین میشوی وسوسه ات میکنم که خشم تو را به هر جنایتی وادار کند { که دیده میشود در دعواها و زد و خوردها که رخ میدهد طرفین دعوا بر اثر لحظه ای خشم و تسلط نداشتن بر خشم خود طرف مقابل را با چاقو و غیره به قتل می رسانند و همه این کارها بر اثر این است که خشم خود را کنترل نکرده است ، چند حدیث از شاه ولایت علی (ع) در باره غضب و خشم  :   مولا علی (ع) : خاموش کردن آتش خشم برای کسی میسر است که از روی حقیقت دشمنهای درونی را در دل بمیراند و ضمیر خود را از کینه و بد خواهی دیگران پاک کند .  الحدیث جلد ۲ صفحه ۲۸۹   __  مولا علی (ع) : در کشاکش انگیزه‌های شهوت و غضب، عقل بشر تیره و تار می‌شود و فروغ خود را از دست می‌دهد. الحدیث جلد ۲  صفحه ۲۰۸   __   مولا علی (ع) : دشمن‌ترین دشمنان آدمی غضب و شهوت او است. آن کس که بتواند این دو غریزه سرکش را مهار کند و آنها را به فرمان خود درآورد ، مقام عظیمی دارد و می‌تواند به اوج انسانیت برسد. الحدیث جلد ۲  صفحه ۱۹   __    مولا علی (ع) : غضب آتشی است مشتعل ، کسی که خشم خود را فرو نشاند ( خشم خود را نگه دارد ) ، آن آتش مشتعل را خاموش کرده است و آن کس که غضب را به حال خودش آزاد گذارد ، ( خشم خود را نگه ندارد ) خود اولین کسی است که در شعله ها ی آن خواهد سوخت .     الحدیث جلد ۱ صفحه ۱  ) 2- هنگامیکه میان دو نفر قضاوت کنی به یاد من باش ( که در این هنگام  وسوسه ات میکنم که قضاوت به حق نکنی ) ۳-هنگامی که با زنی ( نامحرم ) به خلوت نشسته ای و هیچ کس دیگر با شما نیست به یاد من باش( که در این موقع  وسوسه ات میکنم که به گناه بیفتی ).   خصال شیخ صدوق جلد ۱ صفحه ۱۵۰

حضرت باقر (ع) از پدرش و او از امام حسین (ع) روایت کرده که امیرالمومنین سلام الله علیه در ضمن خطبه فرمود : ای مردم شرافتی بالاتر از اسلام ، و عزتی بالاتر از تقوا و پرهیزگاری ، و پناهگاهی استوارتر از ورع ، و شفیعی رستگارتر از توبه و انابه ، گنجی سودمند تر از علم و دانش و فضیلت نیست. عزتی بالاتر از بردباری ، و حسبی بهتر از ادب ، و مشقتی سخت تر از غضب و تند خویی ، و زیبایی بیشتر از عقل ، و بدی بدتر از دروغ ، و نگهداری نگهدارنده تر از سکوت ، و لباسی زیباتر از عافیت ، و غائبی نزدیک تر از مرگ نیست. ای مردم هرکس که در روی زمین راه میرود در درون زمین جای خواهد گرفت ، گردش شب و روز با سرعت و شتاب طومار زندگی انسان را در هم می پیچد ، هر صاحب حیاتی در روی زمین نیرویی دارد ، و هر موجود زنده ای خوراکی برای آنها مهیا شده است ، و تو ای بشر خوراک مرگ هستی ، و اگر آدمی از سپری شدن ایام زندگی درس عبرت میگرفت از آماده شدن برای مرگ غفلت نمیکرد ، هیچ ثروتمندی به وسیله مال خود از مرگ رهایی پیدا نمیکند ، و نه فقیری به خاطر فقرش. ای مردم هرکس از خداوند بترسد دست از ظلم و ستم برمیدارد ، و هرکس در سخن گفتن مراعات نکند سرانجام به فحش و هذیان خواهد کشید ، و هرکس خیر را از شر و بد را از خوب تشخیص ندهد مانند چهارپایان است ، مصیبت های دنیا در برابر فقر و تهیدستی روز قیامت بسیار حقیر است و چه اندازه مردم از واقعیات بی اطلاع میباشند. شما ای مردم از کثرت گناه و نافرمانی خود را به ناآشنائی زده اید ، و از راه خدا و حقیقت خود را دور ساخته اید ، آسایش همواره با رنج و محنت ، و سختی و مشقت با نعمت و فراخ زندگی قرین است و آدمی هرگز در یک حال نخواهد ماند ، شَری که دنبالش بهشت جاوید باشد آن در حقیقت شر نیست ، و خیری که پایان آن دوزخ باشد آن خیر حقیقی و واقعی نخواهد بود ، هر نعمتی در برابر بهشت حقیر ، و هر بلائی غیر از جهنم عافیت است.   کِتابُ المَواعِظ شیخ صدوق  101 الی ۱۰۴  

حضرت باقر علیه السلام فرمود: چون قائم ما قیام کند خداوند دست رحمتش را بر سر بندگان گذارد پس عقولشان را جمع کند ( تا پیروى هوس نکنند و با یکدیگر اختلاف نورزند) و در نتیجه خردشان کامل شود (متانت و خود نگهداری‏شان کامل شود).  اصول کافى جلد ۱ صفحه: ۲۹

امام باقر و امام صادق علیهماالسلام فرمودند: چون آن مردم کردند آنچه کردند، (در خانه اش را آتش زدند و على علیه السلام را بمسجد بردند) فاطمه علیها سلام به عمر  فرمود: همانا بخدا اى پسر خطاب ! اگر من از رسیدن بلا به بى گناهان کراهت نداشتم ، مى فهمیدى که خدا را سوگند مى دادم و او را زود اجابت کننده مى یافتى (یعنى من نفرین مى کردم و بزودى بلا نازل مى شد و ترا و بى گناهان را شامل مى گشت ولى نمى خواهم بى گناهان به آتش تو بسوزند).  اصول کافى جلد ۲ صفحه ۳۵۸

امام باقر علیه السلام فرمود: در رسولخدا صلى اللّه علیه وآله سه چیز بود که در هیچکس جز او نبود. ۱ سایه نداشت (زیرا نور او تحت الشعاع خورشید نمى گشت ) ۲ از راهى نمى گذشت جز آنکه هر کس ‍ بعد از دو روز و سه روز از آنجا مى گذشت بواسطه بوى خوشش ‍ مى فهمید پیغمبر (ص) از آنجا عبور کرده است . ۳ از هیچ سنگ و درختى عبور نمى کرد، جز آنکه براى او سجده مى کرد. (و این سجده به عنوان احترام بوده نه عبادت و معنوى بود نه ظاهرى نظیر تسبیح موجودات خدا را).  اصول کافى جلد ۲ صفحه ۳۲۹

امام باقر علیه السلام راجع به این قول خداى تعالى : ((شما گفتار مختلفى دارید فرمود (درباره امر ولایت ) منصرف شود از آن هر که باید منصرف شود ۹ سوره ۵۱ )) هر کس از ولایت ( اهل بیت ع ) منصرف شود، از بهشت منصرف گردد.  اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۹۲

امام باقر علیه السلام راجع به قول خداى تعالى : ((طبقه ایرا بعد از طبقه دیگر مرتکب شوید ۱۹ سوره ۸۴ )) فرمود: اى زراره ! مگر این امت بعد از پیغمبر خود طبقه اى را بعد از طبقه دیگر نسبت بامر فلان و فلان و فلان مرتکب نشد؟ (یعنى این امت هم قدم خود را جاى قدم امتهاى سابق گذاشت و بعد از پیغمبر خویش خلیفه برحق را رها کرد و دنبال گوساله و سامرى و فلان و فلان رفت. )اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۸۱

امام باقر علیه السلام راجع بقول خداى تعالى : ((بگوئید به خدا و آنچه بسوى ما نازل شده ایمان آوردیم )) فرمود: مقصود از این خطاب على علیه السلام و فاطمه و حسن و حسین است ، و پس از ایشان درباره ائمه علیهم السلام جاریست ، سپس گفتار خدا متوجه مردم مى شود و مى فرماید: ((پس اگر ایمان آوردند (یعنى مردم ) به آنچه شما ایمان آورده اید (مقصود على و فاطمه و حسن و حسین و ائمه علیهم السلام اند) هدایت یافته اند و اگر رو گردان شدند، ایشان در راه خلاف و دشمنى هستند ۱۳۱ سوره ۲)). اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۸۱

امام باقر علیه السلام درباره قول خداى عزوجل ((و اگر آنها تورات و انجیل و آنچه را از پروردگارشان بر آنها نازل شده بپا دارند ۶۶ سوره ۵ )) فرمود: آنچه نازل شده ولایت است .  اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۷۸

امام باقر علیه السلام درباره قول خدایتعالى : ((بگو من از شما براى پیغمبرى مزدى به جز مودت خویشاوندان نمى خواهم ۲۳ سوره ۴۲ )) فرمود: خویشاوندان ، ائمه علیهم السلام هستند.   اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۷۹

سالم حناط گوید: به امام باقر علیه السلام عرضکردم : به من خبر دهید از قول خداى تبارک و تعالى : ((جبرئیل قرآنرا به لغت عربى واضح بر دل تو فرود آورد، تا از بیم دهندگان باشى ۱۹۴ سوره ۲۶ )) فرمود: آن ولایت امیرالمؤ منین علیه السلام است .  شرح : یعنى قرآن که براى بشارت و انذار مردم نازل شده است ، جز با ولایت على علیه السلام که به معنى معرفت و دوستى و پیروى آن حضرتست به نتیجه نرسد، زیرا قرآن کتابیست صامت و آنرا مفسر و مبینى لازمست که معنى واقعى و حقیقتش را باز گوید و گفتار و رفتارش قرین و همدوش ‍ قرآن باشد و او همان امیرالمؤ منین علیه السلام است که پیغمبر صلى اللّه علیه وآله او را با قرآن قرین فرموده.   اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۷۶

امام باقر علیه السلام به سلمة بن کهیل و حکم بن عتیبه (که هر دو زیدى مذهب و ملعون امام بودند) فرمود: بمشرق روید و بمغرب روید، علم درستى جز آنچه از ما خانواده تراوش کند، پیدا نکنید.  اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۵۱

محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام باقر علیه السلام مى فرمود: نزد هیچکس از مردم مطلب حق و درستى نیست و هیچیک از مردم به حق قضاوت نکند. جز آنچه از خاندان ما بیرون آید و هنگامى که امور مردم متشتت و پراکنده گردد، خطا از آنها و صواب از على علیه السلام است (یعنى وقتى گفتار و عقیده مردم بر خلاف گفتار و عقیده على علیه السلام باشد، همه آنها بر باطل و على بر حق است و پیداست که فرزندان معصوم على علیه السلام هم مو به مو از پدر خود تبعیت کنند و این حکم درباره آنها هم جاریست ).  اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۵۰

زراره گوید: خدمت امام باقر علیه السلام بودم که مردى از اهل کوفه از آنحضرت راجع به قول امیرالمؤ منین علیه السلام : ((هر چه خواهید از من بپرسید هر چه از من بپرسید؛ به شما خبر دهم )) سؤ ال کرد، حضرت فرمود: هیچ کس علمى ندارد جز آنچه از امیرالمؤ منین علیه السلام استفاده شده ، مردم هر کجا خواهند بروند، به خدا علم درست جز اینجا نیست و با دست اشاره به خانه خود کرد (مقصود خانه وحى و نبوت است ، نه خصوص خانه ملکى آنحضرت ). شرح : ابن عبدالبر در کتاب استیعاب خود گوید: هیچکس از صحابه جز على بن ابیطالب نگفت ((هر چه خواهید از من بپرسید)) و احمد بن حنبل هم در مسندش این سخن را از سعید نقل مى کند.علامه مجلسى (ره ) در اینجا مى گوید: هر کس این ادعا را کرد رسوا شد، چنانکه موافق و مخالف اعتراف دارند. اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۵۱

سعد اسکاف گوید: خدمت امام باقر علیه السلام رهسپار شدم و مى خواستم اجازه ورود بگیرم که دیدم جهازهاى شتر در خانه صف کشیده و به ردیف است ، ناگاه صداهائى برخاست و سپس مردمى عمامه به سر شبیه سودانیها بیرون آمدند، من خدمت حضرت رسیدم و عرضکردم : قربانت ، امروز به من دیر اجازه فرمودى ، و من اشخاصى عمامه به سر دیدم بیرون آمدند که آنها را نشناختم ، فرمود: ندانستى آنها کیانند؟ عرضکردم : نه ، فرمود: آنها برادران جن شما هستند که نزد ما می آیند و حلال و حرام و مسائل دینى خود را از ما میپرسند.  اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۴۳

امام باقر علیه السلام مردم را در مکه دید که چه میکنند، سپس فرمود: کارهائى است مانند کارهاى جاهلیت ، همانا بخدا سوگند که چنین دستور ندارند، آنچه دستور دارند اینستکه : حج خود را انجام دهند و بنذر خود وفا کنند و نزد ما آیند و ولایت خود را بما خبر دهند و نصرت خویش را بر ما عرضه کنند. مقصود از نذر همان کشتن گوسفند و شتر است و یا نذریکه قبلا کرده که فلان عبادت را در اوقات حج بجا آورم و یا نذریکه اگر حج گزاردم چنین کنم .  اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۳۹

سدیر گوید: زمانیکه امام باقر علیه السلام وارد مسجدالحرام میشد و من خارج میشدم ، دست مرا گرفت و رو به کعبه ایستاد و فرمود: اى سدیر! همانا مردم ماءمور شدند که نزد این سنگها (کعبه ) آیند و گرد آن طواف کنند. سپس نزد ما آیند و ولایت خود را نسبت بما اعلام دارند، و همینست گفته خدا ((همانا من آمرزنده ام آنکه را ایمان آورد و کار شایسته کند و سپس رهبرى شود ۸۲ سوره ۲۰ )) آنگاه با دست به سینه اش اشاره کرد و فرمود: بسوى ولایت ما (رهبرى شود).سپس فرمود: اى سدیر: کسانیکه مردم را از دین خدا جلوگیر میشوند بتو مینمایم ، آنگاه به ابوحنیفه و سفیان ثورى که در آنزمان جلوگیر دین خدا بودند و در مسجد حلقه زده بودند، نگریست و فرمود: اینهایند که بدون هدایت از جانب خدا و سندى آشکار، از دین خدا جلوگیرى مى کنند، همانا این پلیدان اگر در خانه هاى خود نشینند، مردم بگردش افتند و چون کسیرا نیابند که از خداى تبارک و تعالى و رسولش به آنها خبر دهد، نزد ما آیند، تا ما به آنها از خداى تبارک و تعالى و رسولش خبر دهم . اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۳۹

فضیل گوید: امام باقر (ع) به مردمیکه گرد کعبه طواف میکردند، نگاه کرد و فرمود: در زمان جاهلیت اینگونه طواف میکردند. همانا مردم دستور دارند که گرد کعبه طواف کنند و سپس سوى ما کوچ کنند و ولایت و دوستى خود را بما اعلام دارند و یارى خود را نسبت بما عرضه کنند، سپس این آیه را قرائت فرمود: ((دلهاى برخى از مردم را متوجه ما گردان ۳۶ سوره ۱۴)). اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۳۸ ( شرح : از این روایت فهمیده میشود که حج کامل و درست آنست که حاج پس ‍ از پایان مناسک و اعمال حج و در زمان ائمه(ع)باید خدمت آنها رود و از حلال و حرام و اصول عقاید خود سؤ ال کند و تجدید عهد امر ولایت نماید وگر نه تنها بجا آوردن صورت اعمال حج بدون ولایت همان حج گزاردن مردم زمان جاهلیت است )

کامل تمار گوید : امام باقر (ع) فرمود : (( براستى که مؤ منان رستگارند ۱ سوره ۲۳ )) میدانى کیانند؟ عرض کردم : شما بهتر مى دانید، فرمود: براستى که مؤ منان تسلیم شوندگان رستگارند ، تسلیم شوندگان همان نجیبانند، پس مؤ من غریب است و خوشا به حال غریبان . ( یعنى چون مؤمن با تسلیم کمیاب است پس او غریب است ، زیرا هم اُنس ندارد و اُنس تنها با خداست )  اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۳۶

امام باقر علیه السلام درباره قول خداى تبارک و تعالى ((و هر که کار نیکى انجام دهد، براى او نسبت به آن نیکى افزائیم ۲۲ سوره ۴۲ )) فرمود: انجام دادن کار نیک ، تسلیم بودن نسبت به ما، و راست بودن به امام است و اینکه بر ما دروغ نبندد.  اصول کافى جلد ۲ صفحه ۲۳۶

امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) فرمود : دو مرد داخل مسجد شدند که یکى عابد و دیگرى فاسق باشد، و از مسجد خارج شدند، در حالیکه مرد فاسق صدیق (مؤمن واقعى) شده بود و مرد عابد فاسق شده بود ، و این براى آن است که عابد داخل مسجد شد، در حالتی که به عبادتش ببالد و به آن بنازد و فکرش در آن باره باشد ولى فکر فاسق درباره ندامت و پشیمانى از فسقش ( گناهش ) ‍ باشد و از خداى عزوجل راجع به گناهانى که کرده آمرزش خواهد.  اصول کافى جلد ۳ صفحه ۴۲۸

امام باقر (ع) فرمود: در کتاب تورات در ضمن مناجات خداى عزوجل با موسى علیه السلام است : که : اى موسى خشم خود را از کسیکه تو را بر او مسلط ساخته ام بازگیر تا خشم خود را از تو باز گیرم .  اصول کافى جلد ۳ صفحه ۴۱۳

روایت شده که حضرت امام محمد باقر (ع) از پدران خود نقل نمود که رسول خدا (ص) میفرمود : مشکل ترین اعمال سه چیز است : معاونت و همراهی با برادران دینی و مال ، عدالت و انصاف با مردم از طرف خود ، در هر حال به یاد خدا بودن ؛ و روایت شده که آن حضرت میفرمود : چیزی با چیزی آمیخته و مخلوط نشد که بهتر باشد از آمیختن حلم و بردباری با علم و دانش.    انوارالبهیه صفحه ۱۴۱

جاحظ در کتاب البیان و التبیین می نویسد : که محمد بن علی بن الحسین (ع) در دو کلمه تمام مصالح حال دنیا را جمع نمود و فرمود : {{ صلاح الجمیع المعایش و التعاشر ملاء مکیال ثلثان فطنة و ثلث تغافل }} صلاح و نیکویی تمام زندگیها و معاشرتها گنجایش ظرفی است که دو ثلث آن فطانت و زیرکی و یک ثلث آن چشم پوشی و تغافل است.     انوارالبهیه صفحه ۱۴۱

امام باقر (ع) : کمال انسان ، تمام کمال در سه چیز است : فراگرفتن علم دین و شکیبایی در پیش آمدها و ناگواریها و اندازه نگه داشتن در زندگی.  انوارالبهیه صفحه ۱۴۳

امام باقر (ع) : کسی را که خداوند موعظه کننده در خود او قرار نداده باشد ؛ موعظه و اندرزهای مردم هیچ سودی برای او نخواهد داشت.    انوارالبهیه صفحه ۱۴۳

امام باقر (ع) : خدا را نشناخته کسی که نافرمانی او کند و سپس این دو شعر انشاد فرمود و معنی آن این است که : نافرمانی خداوند میکنی و اظهار دوستی با او می نمایی ؛ به جان تو قسم در میان کارها ؛ این کارها تازه و بدیع است ؛ اگر دوستی تو از راه صدق و راستی بود همانا فرمانبرداری او میکردی ؛ زیرا هر دوستی مطیع و فرمانبردار دوست خویش است.   انوارالبهیه صفحه ۱۴۴

امام باقر (ع) : خواستن از نو دولتی که تازه مالی به چنگ آورده مانند درهمی است که در دهان افعی باشد تو به آن نیازمندی ولی به سبب آن افعی دچار خطر هستی.   انوارالبهیه صفحه ۱۴۴

امام باقر (ع) : حیا و ایمان با یکرشته به هم متصلند ؛ چون یکی از آن در رفت ، دیگری به همراه او خواهد رفت.    انوارالبهیه صفحه ۱۴۴

امام باقر (ع) : خلق نیکو و ملایمت طبع به هرکس داده شد ، خیر و راحتی به او داده شده است و در دنیا و آخرت حالش نیکو گردیده است و هرکس از این دو صفت محروم شد ، همان باعث رسیدن به هر بدبختی و بلیه است ؛ مگر کسی را که خداوند محفوظ دارد.  انوارالبهیه صفحه ۱۴۵

 پند حضرت امام باقر (ع) به جابر : روزى آن حضرت از منزل خارج شد در حالى که می ‏فرمود : اى جابر! به خداى سوگند شب را اندوهناک و دل آشوب به صبح رساندم. پس عرض کردم : فدایت شوم اندوه و آشوب دلت براى چیست؟ براى این دنیا ؟ پس فرمود: نه اى جابر، بلکه اندوه نگرانى از آخرت است. اى جابر: هر که حقیقت خالص ایمان بر دلش وارد شود، از زرق و برق دنیا روى برتابد.
به راستى که زیبائى دنیا تنها بازى و سرگرمى است و به درستى که سراى دیگر همان زندگانى [ واقعى ‏] است.اى جابر! به تحقیق نیکو نیست که مؤمن بر زیبایى این سراى، دل بندد و اعتماد کند. آگاه باش که فرزندان دنیا ، اهل خود فراموشى، و بزرگ بینى و نادانیند و فرزندان آخرت همان مؤمنان، عمل‏ کنندگان و دورى گزینندگان از دنیایند، اهل دانش، تیزفهمى و مرد اندیشه و عبرت‏ گیرى و جستجوگرى هستند. از یاد خدا دل آزرده نمی ‏شوند. اى جابر آگاه باش! به راستى توانگران [راستین‏] همان پارسایانند. اندکى از دنیا بی ‏نیازشان سازد، خرجشان اندک است، اگر کار نیکوئى را فراموش کردى به یادت آرند و اگر کار نیکوئى را انجام دادى یاریت رسانند، هوس جوییها و لذت‏ طلبی ‏ها را پشت سر اندازند و بندگى پروردگارشان را فراروى خویش نهند، چشم‏ها را به راه نیکو و ولایت دوستان خدا دوزند، پس دوستدارشان شوند و ولایت ایشان را بپذیرند و از ایشان پیروى نمایند.  [اى جابر!] چنان در دنیا سکنى گزین که گوئى ساعتى در آن هستى و سپس راهى سراى دیگر خواهى شد یا که گوئى ثروتى است که به خواب بینى و بدان شاد و مسرور شوى ، چون از خواب برخیزى در کفت چیزى نباشد. من از آن رو برایت مثالى آوردم که در آن بیندیشى و اگر خداى توفیقت داد بدان عمل کنى.
اى جابر! آنچه از دین خدا و حکمتش به تو سپردم محفوظ دار و خویشتن را پند ده و بنگر که خداى در زندگیت چه جایگاهى دارد پس پیمان بازرسى خداى از تو هنگام بازگشت همان گونه است و بنگر اگر دنیا در نزد تو همان طور بود که من برایت توصیف کردم پس از آن روى گردان و به سراى دیگر توجّه کن که موجب خشنودى خداست؛ پس چه بسا حریصى بر کارى از کارهاى دنیا که به آن برسد و چون به آن دست یابد وبالش شود و سبب بدبختی ‏اش گردد و چه بسا کسى که بر کارى از کارهاى آخرت اکراه دارد و چون به آن رسد نیک بخت گردد.  تحف العقول-ترجمه حسن زاده، صفحه ۵۰۷

یک اندرز
 روزى عده‏ اى از شیعیان، در نزد امام باقر علیه السّلام بودند و امام علیه السّلام، آنان را پند می ‏داد و [از گناهان‏] بر حذر می ‏داشت و حال آن که، آنان غافل بودند و سرگرم خویش ؛ این مطلب حضرت را خشمگین ساخت، پس کمى سر به زیر انداخت آنگاه سرش را بلند کرد و رو به آنان فرمود: به درستى که اگر گوشه‏ اى از سخن من، در قلب یکى از شما، جاى گرفته بود، همانا جان باخته بود.
هان! اى مجسمه های بی ‏روح و اى مگسهای بی چراغ ! گویا شما، چوب‏هاى تکیه داده شده بر دیوار و بت‏هاى دست ساخت، هستید. آیا طلا را از سنگ بر نمی ‏گیرید؟، آیا از نور تابان، پرتو نمی ‏گیرید؟ آیا لؤلؤ از دریا به دست نمی ‏آورید؟ سخن درست را از هر آن که گفت، بستانید هر چند خودش، بدان عمل ننماید. چرا که خداى می ‏فرماید: «به سخن گوش فرا می ‏دهند و بهترین آن را پیروى می ‏کنند» [زمر ۳۹، آیه ۱۸].
واى بر تو اى فریفته! آیا کسى را که به دو [چیز] ناپایدار می ‏دهى و او [چیز] پایدار می ‏بخشدت را شکر نمی ‏گزارى؟ یک درهم از بین می ‏رود و در برابرش ده تا هفتصد درهم که چندین برابرش است، از جانب بخشنده ‏اى ارجمند، باقى می ‏ماند، خداوند هنگام پاداش، به تو می ‏دهد. اوست که به تو غذا می ‏دهد و سیرابت می ‏کند و تو را می ‏پوشاند و تندرستت می ‏دارد و تأمینت می ‏کند و از آن کس که به هراس می ‏اندازدت حفظ می ‏کند و آن کس که در شب و روز، تو را نگهدارى می ‏کند و هنگام بیچارگى، پاسخت می ‏گوید و در آزمون‏گیرى از تو، خواهان رشد توست؛ گویا تو شب‏هاى گرسنگى و ترست را از یاد برده ‏اى که او را فراخواندى و او پاسخت داد، با نیکو احسانى که بر تو نمود، سپاسش را واجب ساخت؛ پس تو او را در میانه جمعى که به یادشان بودى فراموش کردى و در آنچه، فرمان داد، به مخالفت برخاستى. واى بر تو! به راستى که تو دزدى از دزدان گناه هستى. هر زمان که شهوت یا دست‏یازى به گناه، بر تو پیش آید، به سویش شتابى و با نابخردى خویش، بدان گناه، پردازى و مرتکبش شوى چنان که گویى تو در دید خدا نیستى و یا گویى خدا در کمین تو نیست. اى جویاى بهشت! چقدر خوابت طولانى و مرکبت آهسته و همّتت ضعیف و ناتوان است. پس خدا را [شگفتا] از این خواهنده و درخواست. و اى آتش گریز! چه شتابان مرکبت را به سوى دوزخ، می ‏تازانى و چه پرتلاش اسباب فرورفتن در آتش را گرد هم می ‏آورى.
بدین گورها نگاه کنید که همانند سطرهایى در پیشگاه خانها رقم خورده ‏اند [و آرمیده ‏اند]، خطوط گورهاشان نزدیک هم و مزارشان در کنار یک دیگر ولى دیدارشان دور از هم است. آباد نمودند و خراب کردند. [در گرد هم‏] آرام گرفتند و پراکنده گشتند، سکنى گزیدند و بی ‏قرار گردیدند، اقامت گزیدند و راهى شدند؛ پس چه کسى شنیده است نزدیکى دور را و دورى نزدیک را و بنیانى ویران و آرامى بیمناک و مقیمى بی ‏قرار و ماندگارى راهى شده را جز از اهل قبور؟
اى فرزند سه روزه [دنیا]: روزى که در آن زاده شدى و روزى که در گور فرو افتادى و روزى که از گور به نزد پروردگارت درآیى.
واى چه روز بزرگ [و هولناکى‏] است. اى نیکو قامتان و اى اشتران آرام گرفته در کنار آبشخور! چرا من تن شمایان را آباد و دل‏هایتان را ویران می ‏بینم. هان! به خداى سوگند اگر آنچه را که باید ملاقات کنید، و آنچه را که به آن باز خواهید گشت، به چشم ببینید، بی ‏تردید خواهید گفت: «کاش بازگردانده می ‏شدیم و [دیگر] آیات پروردگارمان را تکذیب نمی ‏کردیم و از مؤمنان می ‏شدیم» [انعام ۶، آیه ۲۷].
آن بزرگ گوینده فرمود: « [ولى چنین نیست‏] بلکه آنچه را پیش از این نهان می ‏داشتند براى آنان آشکار شده است و اگر هم بازگردانده شوند قطعا به آنچه از آن منع شده بودند برمی ‏گردند و آنان دروغ گویند» [انعام ۶، آیه ۲۸].   تحف العقول-ترجمه حسن زاده، صفحه ۵۱۵



دسته بندي: مذهبی,گنجینه احادیث,
برچسب ها : احادیث امام باقر (ع) , احادیث از ائمه , احادیث از معصومین , احادیثها ,
مطالب مرتبط :

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی